آفتاب: دری، خاخام اسرائیل به روزنامه مروی گفت: این زن گناه عظیمی را با خود به میان ما میآورد. ما باید به هر قیمتی که شده او را از گناهش بازداریم و نگذاریم از نام لوریا استفاده کند.
ترانه هدیه شده به خاخام کاپالیست در آلبوم جدید مدنا بر طبق مطالب درج شده در روزنامه مروی انتقاد دیگر خاخامها را برانگیخته است. این آلبوم با نام «اعترافات بر روی سن رقص» در ماه نوامبر به بازار عرضه خواهد شد. ترانه "اسحاق" در این آلبوم به ایتزاخ لوریا متوصف یهودی و طلبه قرن 16 اشاره دارد.
خاخامیها که مقبره لوریا و شهر شمالی سافد را سرکشی میکند معتقد است این خواننده برای فروش بیشتر آلبوم خود از نام این مرد خدا استفاده کرده و هدفی جز بهرهجویی مادی نداشته است.
رافائل کوهن خاخام رئیس پیروان لورین معتقد است این کار مدنا باعث پیدایش مجازات الهی در بین آنها خواهد شد
کوهن در گفتوگویی با خبرنگاران گفت: «قوانین یهود هر نوع منفعتطلبی به وسیله استفاده از اسامی قدیسین را ممنوع کرده و عمل مدنا به هیچ عنوان پذیرفته شده نیست . من برای او احساس ترحم میکنم زیرا خداوند او را به سختی مجازات خواهد کرد.»
خاخام یهودی دیگری معتقد است مدنا نباید به هیچ عنوان جزو گروه آنها محسوب شود و نام او باید از کلیه متون یهودی حذف شود.
دری، خاخام اسرائیل به روزنامه مروی گفت: این زن گناه عظیمی را با خود به میان ما میآورد. ما باید به هر قیمتی که شده او را از گناهش بازداریم و نگذاریم از نام لوریا استفاده کند.
این خواننده و هنرپیشه در خانوادهای مسیحی به دنیا آمده است. او اخیرا به دین یهودیت گرویده و اسم یهودی استر را برای خود برگزیده است. او در سال 2004 به طور رسمی از اسرائیل بازدید کرد اما از زیارت مقبره لوریا سرباز زد.
اولین روز دادگاه محاکمه صدام حسین دیکتاتور عراق با بحث و مشاجره با قاضی محمدامین برگزار شد.
به گزارش سرویس بینالملل ایسکانیوز، به نقل از رویترز، صدام در دادگاه با خونسردی کامل در جایگاه قرارگرفت و سپس چند آیه از قرآن را با صدای بلند خواند.
به گزارش رویترز، صدام حسین در پاسخ به سوال قاضی در مورد نام، شغل، آدرس خطاب به قاضیهای دادگاه پاسخ دادکه اصلا شما که هستید و آیا همه شما قاضی هستید؟ قاضی نیز در پاسخ گفت که وقت زیادی برای دادن جزییات به وی ندارد اینها مراحل رسمی یک دادگاه است. بنابراین صدام نیز در پاسخ به سوال مجدد قاضی خود را اینگونه معرفی کرد:شما من را میشناسید شماعراقی بوده و خوب میدانید که من کیستم اما این را هم بدانید که من از مبارزه خسته نمیشوم.
صدام در ادامه افزود: با همه احترامی که برای مردم بزرگ عراق قائل است اما حاضر به پاسخگویی به سوالات در این دادگاه نمیباشم.
اخبار مرتبط :http://www.usatoday.com/news/world/2005-10-14-saddam-trial_x.htm
این یکی از جنایات این جانی در بمباران دبستانی دخترانه در میانه بود :

در خصوص محاکمه این جنایتکار نظر دکتر بهمن کشاورز (حقوقدان ) را در
http://www.emrouz.info/archives/2005/10/00082_4.php
بخوانید .
از وقتی ماه مبارک شروع شده بازار حلیم پزی ها و بوقلمون و .... هم حسابی داغ شده

ظاهرا یکی از این حلیم پزی ها زیادی کارش رو توسعه داده !!

به نوشته روزنامه روسي "وزگلياد" طلا ميتواند به رفع بيماريهاي قلبي كمك كرده و فشار خون را پايين بياورد و نقره فشار خون را بالا ميبرد.
به همين دليل است كه در طب سوزني شرق، براي بخشهاي مختلف بدن از سوزن هاي طلايي و نقرهاي استفاده ميشود .
دانشمندان بلاروس توصيه كردند افراد داراي زخم معده و يا بيماريهاي ديگر معده، از طلا استفاده كنند و اشخاصي كه عصبانيت و تند خويي دارند، نقره بكار ببرند.
همچنين سياه شدن حلقه طلا برروي انگشت دست ميتواند نشانه بيماري صاحب آن باشد.
پزشكان استفاده آلياژ مركب از طلا و نقره را توصيه نميكنند و به استفاده مجزاي آنهااعتقاد دارند.
منبع :خبرگزاری جمهوری اسلامی
ازمقدمه ومتن رساله ی اخلاق الاشراف برمی آيد که عبيد فلسفه را آموخته وبا آثارفلاسفه ی يونان، تا آنجا که به زبان های فارسی وعربی ترجمه شده، آشنا بوده ودربسياری اززمينه های فکری تحت تاثير فلسفه ی افلاطون بوده است.
عبيد سفرهای بسيارکرده ودربدری های بسيارکشيده است که مشهورترين آنها بودنش درشيراز، اصفهان، کرمان وبغداد است. ازيک رباعی عبيد نيز بر می آيد که روزگاری را بسختی درجزيره هرمز می گذرانيده وبا شکايتی که ازاين دوره می کند، بعيد نيست که بحالت تبعيد يا فرار به هرمزرفته باشد:
درهرمزم افتاده چنان با غم ودرد ازصحبت دوستان ومخدومان فرد
هندوم به نرخ ترک می بايد "ديد" تنبول به جای باده می بايد خورد
عبيد درديوان خود بارها وبارها ازتنگی معيشت وفزونی قرض شکايت کرده وگاه نيز، به اشاره ای، ازآزارها سخن می گويد:
درخانه ی من ز نيک وبد چيزی نيست جـــزبـَـنگی وپاره ای نمد چيزی نيست
ازهـــــــــرچه پزند نيست غير از سودا وزهرچه خورند، جز لگد چيزی نيست
اين شاعرونويسنده ی شجاع، اگرنه درهمه ی عمر، دربخش بزرگی ازدوران حيات، درفقر می زيسته وبه علت داشتن زبان تـُـند، به الحاد ودهری گری مشهوربوده است. شايد بی خبری تذکره نويسان اززندگی عبيد، معلول اين علت نيز باشد که با شاعران مقــرّب دربارحشرونشرزياد نداشته ومانند آنان جذب زندگی اشرافی (که بقول خوداو، نمونه ی فساد بوده) نشده است. دفاع عبيد ازطبقه ی محروم وزحمتکش، که درسراسرآثاراو جلوه دارد، نشانه ی بارز درک او اززندگی مردم واشتراک درد او با آنان است:
و اینک چند لطیفه :






" سربازی را گفتند چرا به جنگ نروی؟ گفت بخدا سوگند که من يک تن از دشمنان را نشناسم وايشان نيز مرا نشناسند. پس دشمنی ميان ما چون صورت بندد؟"
" درخانه ی حجی بدزديدند. او برفت درمسجدی برکند وبه خانه بـُرد. گفتند: چرا در مسجد برکنده يی؟ گفت: درخانه ی من دزديده اند، وخدا دزد در را می شناسد. دزد را به من بسپارد ودَرِ خانه ی خود باز ستاند."
"اعرابی به حج رفت. درطواف، دستارش بربودند. گفت: خدايا يکبار که به خانه ی تو آمدم، فرمودی که دستارم بربودند. اگر يکبارديگر مرا دراينجا ببينی بفرمای تا دندانهايم را بشکنند."
"زرتشتی را گفتند تفسير انا لله وانا عليه راجعون چه می باشد؟ گفت تفسيرآن ندانم، اما نيک دانم که درمهمانی وعروسی ومجلس انس اش نگويند."
" حجی به خريدن خر به بازارمی رفت. مردی گفتش "به کجامی روی؟" گفت "به بازار می روم تاخری بخرم." گفت "بگوانشاءالله." گفت "چه جای انشاءالله باشد؟ خردربازاراست وزردرکيسه من.""چون به بازار رفت زرش بدزديند. درراه بازگشت، مرد پرسيد: ازکجا می آ يی؟ گفت از بازار می آيم. انشاءالله خری نخريدم، انشاء الله. زيان ديده وبی زربه خانه می روم، انشاءالله."
من و شما حق نداریم درباره نوع پوشش، نوع موسیقی، نوع ارتباط با خدا، نوع چیزی که می خوانیم، نوع روابط دوستانه و حتی نوع چیزی که می خوریم تصمیم بگیریم. اما وضع جوانان عربستان از این هم بدتر است.
در عربستان جوانان جرات ندارند با دوست دختر یا دوست پسرشان به رستوران بروند. پلیس هر لحظه ممکن است ماشین شما را متوقف کند و بپرسد : « ایشون چه نسبتی با شما دارند ؟ » و حتی رستوران ها مقدمات کافی را برای جدا کردن «غریبه»ها از هم فراهم کرده اند. در بسیاری رستوران های عربستان میزها با دیوارهای سفید از هم جدا شده اند تا نکند چشم دختری به پسری بیافتد یا دختری لبخندی به پسری تحویل دهد.
بازهم مثل کشور ما، تا چند وقت قبل پسران دائم در تلاش بودند تا با شیوه های خاص خود، کاغذی حاوی شماره تلفن را به دختران رد کنند تا شاید بتوانند چند کلمه ای با هم رد و بدل کنند. اما این روزها وضع فرق کرده است.
جوانان این روزها برای مقابله با برداشت قرن 18ی اسلام وهابی، به تکنولوژی قرن 21 روی آورده اند : Bluetooth.
مونا 21 ساله در حین خنده دوستان اش و در حالی که موبایل با بلوتوت روشن خود را روی میز رستوران گذاشته است می گوید « این روزها آمدن به رستوران باحال تر شده است. ». رئیمه 24 ساله وسط حرف مونا می پرد و به خبرنگار آسوشیتدپرس می گوید که از سال گذشته که بلوتوث به بازار آمده، از آن استفاده می کند.

تکنولوژی علیه استبداد
در عربستان رابطه با و حتی گفتن نام کوچک دخترها یک تابو است و دخترها نیز در ظاهر مجبور به رعایت این حدود هستند اما ارتباط با بلوتوث ساده و مطئمن است. هرچند که معلم ها در مدارس تلاش می کنند خطرات و مضرات ناموسی تکنولوژی را به کودکان «آموزش» دهند، کودکان می دانند که برای جواب دادن به نیازهایشان کافی است بلوتوث موبایل خود را فعال کنند و دگمه جستجو را فشار دهند تا فهرست کلیه افرادی که در فاصله 10 متری آن ها با همین هدف بلوتوثشان را روشن کرده اند را ببینند. این نام ها اکثرا عربی و ابتکاری هستند : اینکاره، دختر حساس، شیردل، دزد قلبها، ملکه کوچولو، زندانی اشک و حتی گاهی «کلوپ همجنسگراهای سعودی». آن ها می گویند «حالا کافی است روی هر کدام از این اسم ها کلیک کنید تا بتوانید با آن فرد ارتباط داشته باشید.»
امروزه دخترهای شیطان عربستان عکس هایی از سالن زنانه عروسی ها می گیرند و در همان لحظه آن را برای پسرهایی که با بلوتوث روشن در سالن کناری نشسته اند ارسال می کنند. کامپیوترکارها با لپ تاپ های مجهز به بلوتوث نزدیک در منزل می نشینند و دائما دگمه Search را کلیک می کنند و در دررستوران ها عکس کودکان نازنازی، آهنگ های با تم عربی و گاهی تصاویر متحرک رقص عربی و صد البته پیام های عاشقانه در حال گردش بین بلوتوث های روی میز است.
محمد که تاجر است می گوید از بلوتوث برای ارتباط با دخترها استفاده می کند بدون اینکه پلیس مذهبی قادر به دستگیری وی باشد. وقتی خبرنگار از او می پرسد که « آیا نمی ترسی خانمی که به بلوتوث اش وصل می شوی مذهبی باشد ؟» جواب می دهد که «من اول شناسه بلوتوث طرف را نگاه می کنم، وقتی شناسه کسی جذاب باشد، حتما خودش هم هست.»
پس اگر شما هم گذارتان به عربستان افتاد، فراموش نکنید که پشت چراغ قرمزهای شهر، بلوتوثتان را روشن بگذارید و به دنبال دوستان جدید، دگمه سرچ را فشار دهید.
به نقل از msNBC

الويس ارون پريسلی در سال 1935 در ايالت می سی سی پی به دنيا آمد. نخستين قراردادش را در بيست سالگی امضا کرد و در سال 1958 در اوج محبوبيت به ارتش فرا خوانده شد که بازتاب گسترده ای در ميان هوادارانش داشت. در 1967 با پريسلا بيولوی 21 ساله ازدواج کرد. حاصل اين ازدواج دختری به نام ليزا ماری بود که بعدها به ازدواج مايکل جکسون در آمد. الويس پريسلی در روز 16 اوت 1977 به دليل نارسايی قلبی در گذشت. ![]()
بدون شک نام راک اند رول و الويس پريسلی هرکدام ديگری را به ياد می آورند، ستاره موسيقی راک اند رول هنوز پس از گذشت نزديک به سی سال از مرگش همچنان برای خيلی ها بهترين خواننده عمرشان محسوب می شود
| ||||||||||
|
اعتراض جمعي از دانشجويان دانشگاه ياسوج به پخش برنامه طنز شب هاي برره |
|
در بخشي از اين بيانيه آمده است: اين گونه برنامهها منبعث از ادبيات ضدانساني، اخلاقي است و هيچ سنخيتي با آموزههاي فرهنگي و اخلاقي ما ايرانيان ندارد ضمن آن كه بدآموزي، تنزل شخصيت قومي و قبيلهاي از اهداف ديگر اين برنامه طنز است كه منجر به بازي گرفتن قشر خاص از مردم فهيم جامعه ما ميشود. دانشجويان دانشگاه ياسوج در قسمت ديگري از اين بيانيه آوردهاند : طنز "شبهاي برره" اهانت به قشر خاصي از مردم جامعه است و اقوام لر ، كرد ، ترك ، بلوچ و ... همه با هم برادرند و هيچ قشري ارجحيت بر ديگري ندارد. اين دانشجويان يادآور شدهاند : آناني كه منادي و هوادار همه خوبيها و آموزشهاي اسلامي و انساني هستند نبايد رفتارهاي زننده و افراطي كه موجب زايل شدن حقوق جمعي يا به تمسخر گرفتن قشر خاصي از جامعه ميشود را بپذيرند . دانشجويان دانشگاه ياسوج در پايان خطاب به رئيس صدا و سيما يادآور شدهاند : انزجار و نفرت خود را از اين برنامه اهانتآميز ، طنز برره ، اعلام ميداريم و خواستار رسيدگي به اين موضوع شده تا از پخش برنامههاي كه موجب خدشهدار شدن احساسات قشري از جامعه توسط رسانه ملي ميشود ، خودداري شود . |
ابو سعيد ابي الخير براي مريدانش سخن ميگفت
در همسايگي عده اي از جوانان باده مي نوشيدند صبوحي ميزدند و عربده ميكشيدند و صداي فرياد آنها
نمي گذاشت درويشان سخن ابوسعيد را بشنوند وقتي مريدان اجازه خواستند تا بر سر جوانان بريزند و
فرياد آنان را خاموش كنند پير ملامتشان كرد و گفت آنها را باطل چنان بخود مشغول كرده كه از حق شما
ياد نمي آرند و شما حقي به اين روشني مي بينيد و چندان مشغولتان نميكند كه از باطل آنان ياد نياريد
نام: فريدون فروغی | |
|
فريدون فروغي ،در سال 1335 ودر شش سالگي ،تحصيل را آغازكردوعاقبت درسال 1347 مدرك ديپلم علوم طبيعي را گرفت وپس از آن ديگرتحصيل رارهاكرد. درسن 16 سالگي ،باهمراه ساختن گروهي نوازنده باخودموسيقي را به صورت جدي شروع مي كند ودر مكان هاي مختلف به اجراي ترانه ها وآهنگ هاي روز فرنگي وبه خصوص موسيقي (بلوزغربي) مي پردازدوتاسن 18 سالگي كارخودرا به همين صورت ادامه مي دهد. در همين ايام عشق ودلدادگي اورا گرفتار مي كند،اما در ناباوري كامل ،پس ازمدتي متوجه غيبت عشق خود مي شودوقلب گرفتار او در تب وتاب عشق مي سوزد وفريدون جوان ،مدتي دست از موسيقي مي كشد. درسال 1350،خسروهريتاش ،كارگردان فيلم (آدمك) درتلاش براي پيدا كردن خواننده اي تازه نفس بود كه فريدون فروغي توسط دوستي مشترك به او معرفي مي گردد و بايك بار زمزمه ي ترانه خسروهريتاش متوجه مي شود كه شخصي را كه به دنبالش بوده ، يافته است وترانه ي آدمك وپروانه ي من توسط فروغي اجرا مي شود و چندي بعد اين ترانه در صفحات 45دور ،درصفحه فروشي هاي معروفي چون (آل كوردوبس ، پاپ ،ديسكو،بتهوون وپارس )عرضه مي گردد،اين دوترانه گل مي كندوبرسرزبان ها مي افتد. بعدازگذشت مدتي (فرشيدرمزي) كارگردان برنامه ي شوي تلويزيوني (شش وهشت) بافريدون فروغي قرارداد مي بنددوفروغي درسال 1351 بعداز پنج سال مشابه خواني ،آثار ري چارلز را كنارگذاشته وكارش را درتهران شروع مي كندواين همكاري باعث تولد آثاري چون زندون دل وغم تنهايي مي گردد كه ترانه ي زندون دل فروغي را تبديل به هنرمندي صاحب سبك مي كند. در عرض دو سال بعد، چندين ترانه را اجرا می کند که شاخص ترين آنها « نماز » {يا « نياز» به روايت ساواک ! } است، با شعری از شهيار قنبری و موسيقی اسفنديار منفردزاده؛ ترانه ای که منجر به بازخواست هر سه نفر ، از طرف ساواک می گردد. | |
|
| |
| |
|
او پس از انقلاب چند سالي را در اروپا گذراند اما بعد از مدتي به اميد فعاليت دوباره به ايران بازگشت. با اين حال جز اجراي چند كنسرت معدود در جزيره كيش، اجازه اجراي زنده در شهرهاي ديگر و يا توليد نوار كاست به او داده نشد.در فروردين سال 1379 به پيشنهاد « حميدرضا آشتيانی پور » ( کارگردان ) و به اميد اخذ مجوز، « می تراود مهتاب» را با شعری از نيما يوشيج برای فيلم « دختری به نام تندر» می خواند اماشرايط تغييری نمی کند. پیش از اين هم « کيومرث پوراحمد » نمی تواند مجوز حضور او را بعنوان بازيگر برای پروژه فيلم « گل يخ » ( که داستان آن در باره زندگی يک خواننده محکوم به سکوت بود ) بگيرد. و در روز جمعه سيزدهم مهرماه ۱۳۸۰ تنها صدايش ماندگار شد. بر روی سنگ مزارش این حك شده است : | |
|
| |
|
چون آدمك زنجير بر دست و پايم
از پنجه ي تقدير من كي رهايم
فريدون فروغي 1380-1329
بخشی از وصيتنامه فريدون فروغی
بگوييد بر گورم بنويسند: زندگی را دوست داشت , ولی آن را نشناخت , مهربان بود , ولی مهر نورزيد , طبيعت را دوست داشت, ولی از آن لذت نبرد, در آبگير قلبش جنب و جوشی بود, ولی کسی بدان راه نيافت, در زندگی احساس تنهايی می نمود, ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنويسيد:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت نه زندگی را برای زنده بودن... خاک | |
|
| |
|
*************************************************************** با کمک از avanama.com با اندكي تلخيص و ..
|

نگاه كنيد به : http://worldbeardchampionships.com/
اياين مسابقه در آلمان برگزار شده و نفر اول آنهم يك آمريكايي شده است .
ولي خودتون نگاه كنيد :
آنچه اطلاعات از اين آبشار ميخواهيد در اين آدرس :
خيلي جالب و البته دقيق ... يه سري به آدرس زير بزنيد و رتبه تهران را هم ببينيد :
http://news.bbc.co.uk/1/hi/business/4306936.stm

تهران رتبه دهم از ته جدول !
زن هق هق ميكرد و اشك ميريخت . وقتي دليل آن همه بيتابي و درد را پرسيدم. با نگاهي كه شادي فرسنگها از آن فاصله داشت گفت: «باورتان ميشود كودك هفت ساله به جرم مزاحمت براي نواميس محاكمه شود؟ پسرم ساسان زندگي ما را سياه كرد. او بچه آدم نيست، بچه شيطان است. ديگر حاضر نيستم حتي يك روز او را نگه دارم. هيچ شباهتي با بچههاي عادي ندارد. »و بعد كه آرامتر شد، تعريف كرد:
«من و همسرم هر دو كار ميكرديم ولي الان من به خاطر او كارم را از دست دادهام. ساسان از سن 2 سالگي پيش مادرم بود. وقتي سه ساله شد آنقدر مادرم را اذيت كرد كه او هم از دست بچه من خسته شد. باورتان نميشود، بچه سه ساله با پرت كردن قاب عكس به طرف مادرم باعث شد كه او بينايي يك چشم خود را از دست بدهد. ديگر رو ندارم به ديدن پدر و مادرم بروم. بعد از آن جريان ساسان را به مهدكودك بردم. هر روزيكي از اولياي بچههاي مهدكودك شكايت ميكرد. ساسان چند بار بچههاي ديگر را كتك زده بود. چند بار سوسك به جان بچهها انداخته بود. باورتان نميشود كه اين بچه حتي به حيوانات رحم نميكند. بيش از صدبار ماهيهاي قرمز عيد را كشت. او دنبال گربهها ميكند و آنها را ميزند و... يك روز با مربي مهدكودك دعوا كرد. من سركار بودم كه خبردادند بروم و ساسان را به خانه ببرم. آن روز صدبار از مربي و مديران عذرخواهي كردم تا آنها راضي شدند يك فرصت ديگر به ساسان بدهند . هرچه از اين بچه پررو و شيطان خواستم كه از مربي خود معذرت بخواهد زيربار نرفت. فرداي آن روز فهميدم كه ساسان در كلانتري بازداشت است. سراسيمه از محل كارم به كلانتري رفتم. اين پسر كه نميدانم بايد چه چيزي دربارهاش بگويم به خاطر تلافي و اذيت مربي خود مهدكودك را آتش زد. نميدانم اصلاً كبريت را از كجا آورده بود. به هر حال خدا رحم كرد آن آتشسوزي فقط خسارت مالي داشت. ما خسارت را پرداختيم و من مجبور شدم كار خود را رها كنم و مواظب ساسان باشم.
من كه هيچ، اگر تمام دنيا هم جمع شوند از پس اين شيطان برنميآيند. از سن 4 تا 6 سالگي خودم از او نگهداري كردم. اين دو سال برايم يك عمر گذشت.
30 سال بيشتر ندارم اما موهاي سرم مانند زنان كهنسال سفيد شده و زود پيرشدهام. در اين دو سال جرأت نداشتم پلك برهم بگذارم. اگر يك لحظه غافل ميشدم، او از خانه خارج ميشد. تا حالا چند بار از پدرش، عموش و من دزدي كرد. براي آن كه او اين كارش را تكرار نكند پول بيشتري به او دادم اما اين كار نه تنها كمكي نكرد بلكه باعث شد او بيشتر منحرف شود. او در يك چشم برهم زدن از خانه خارج ميشد و با پولهايش چيزهايي ميخريد كه رو ندارم بگويم. آخر چه كسي باور ميكند كه يك بچه 6 ساله در عرض پنج دقيقه CD مبتذل بخرد و به خانه برگردد؟
يكبار وقتي به دستشويي رفته بودم، او از خانه فراركرد. سه روز تمام گم شد. بعد از سه روز خودش به خانه بازگشت. وقتي از او پرسيديم كه كجا بودي؟ گفت: براي تعطيلات رفته بودم شمال! بعدها فهميدم كه در آن چند روز در خيابانها ميگشته و شبها را با كودكان خياباني درپاركها سرميكرده. هرچه روانشناس و مشاور در تهران بوده او را معاينه كردند. فكر ميكردم رفتار او وقتي به مدرسه برود خوب خواهد شد. اما او روز اول مدرسه سر همكلاسياش را شكست.
درعرض همين چند ماه بيست دفعه از مدرسه فراركرده است. چند روز پيش هم دوباره فهميدم كه ساسان دركلانتري بازداشت است. وقتي به كلانتري رفتم فهميدم كه او بعد از فرار از مدرسه براي يك دختر 18 ساله مزاحمت ايجادكرده، در ضمن يك بسته حشيش در جيبش بوده است. دختر بيچاره تمام بدنش ميلرزيد و ميگفت كه اين بچه مثل يك پسر 20 ساله او را مورد آزار قرارداده. من اصلاً نميدانم آن بسته حشيش را از كجا آورده است.
پدرساسان يك پزشك است و من هم ليسانس حسابداري دارم. در تمام خانواده ما يك نفر وجود ندارد كه سابقه كيفري داشته باشد. اين بچه براي ما آبرو نگذاشته است. هنوز هفت سال بيشتر ندارد كه پروندهاي حجيم در دادگاه برايش تشكيل شده است.
من از قاضي پرونده خواستهام كه او را چند سال در كانون اصلاح و تربيت كودكان نگاه دارد. البته مطمئن هستم مسوولين آنجا هم از پس اين جانور برنميآيند و او را از آنجا هم بيرون خواهند كرد....»
و اما ساسان با چشماني كه از آن آتش زبانه ميكشيد و لبخندي زهرآگين مادر را نگاه ميكرد انگار از اشك ريختن زن بيچاره لذت ميبرد.
روانشناسان پزشكي قانوني هوش ساسان را بيش از كودكان عادي اعلام كردهاند اما اين كودك با چنين هوش و ذكاوتي بايد در كانون اصلاح و تربيت دوران كودكي را بگذراند.
{منقول از هفته نامه طپش }

سايت خبري تحليلي انتخاب : بهروز افخمی نماينده مجلس ششم و يار هميشگي حجت الاسلام مهدي كروبي در صحنه هاي سياسي كه آخرين آن به حضور وي به عنوان مسئول رسانه اي ستاد انتخاباتي كروبي بر مي گردد، از هديه تهراني خواسته كه به عنوان مجري شبكه ماهواره اي صبا، فعاليت هنري خود را ادامه دهد.
به گزارش «انتخاب»، هديه تهراني كه به گفته برخي از سايتها، نامزد فيلمبردار مشهور فيلم "ارباب حلقه ها " شده است، براي تحصيل در رشته زبان انگليسي براي ارتباط با همسر آينده اش، به انگلستان سفر كرده است.
يكي از دست اندركاران شبكه ماهواره اي "صبا" متعلق به كروبي در گفتگو با «انتخاب» ضمن تاييد اين خبر گفت: خانم تهراني تمايل زيادي به حضور در شبكه صبا به عنوان مجري دارند؛ اما شرايطي را به آقاي افخمي اعلام كرده اند كه در صورت اينكه ايشان و اقاي كروبي آن را بپذيرند، خانم تهراني در شبكه صبا مشغول به فعاليت خواهند شد.
وي به حضور هديه تهراني در لندن اشاره كرد و گفت: البته با توجه به حضور ايشان در لندن، احتمال پذيرفتن اين پيشنهاد از سوي ايشان بسيار بالاست.
شبكه صبا كه از لندن و دبي پخش مي شود ، بنا بر گفته افخمي، شب يلدا فعاليت خود را آغاز خواهد كرد.
بخوانید نظر همسر آقای کروبی را :فاطمه كروبي:هنوز نمردهايم كه هديه تهراني مجري تلويزيون «صبا» شود .
بخوانید اصل ماجرا را :http://www.baztab.ir/news/30280.php

به این آدرس یه سر بزنید .. جالبه http://www.irandefence.net/showthread.php?t=29
"مهيار منشي پور" مشتزن ايراني عضو تيم ملي فرانسه، در وزن ۵۶كيلوگرم میباشد .او ۳۰ساله و از
اهالی شهر بم میباشد ومدت ۱۹ سال است که در فرانسه اقامت دارد .به هنگام بروز زلزله در شهربم در دي ماه سال ۱۳۸۲انجمني براي امداد رساني به قربانيان اين فاجعه در فرانسه تاسيس كرده است.
اين اقدام منشي پور بازتاب گستردهاي در فرانسه يافت بهگونهاي كه رسانه هاي اين كشور از وي به عنوان قهرماني با روحيهاي انساندوستانه ياد مي كنند.
مطلب فوق الذکر را در این آدرس بخوانید :
http://web.peykeiran.com/new/articles/article_body.aspx?ID=7351
لطفا کشف جدید سازمان میراث فرهنگی را در این آدرس بخوانید :
بر اساس يک تحقيق ، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!! ... اين ۵ سوال عبارتند از:
۱- به چي فکر مي کني؟ ... ۲- آيا دوستم داري؟ ... ۳- آيا من چاقم؟ ... ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ ... ۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:
>>> ۱- به چي فکر مي کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“ ... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي کرده:
الف) فوتبال
ب) قرار چت با دوست جدید اینترنتی
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
يه مرد بهترين جواب رو داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني که به جاي فکر کردن ، درباره ش حرف مي زدم!“ ...
>>>
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله ، احساس بهتري پيدا مي کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟ ... من؟!
>>> ۳- آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين! ... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نمي تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟
>>> ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا مي تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه ء يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“ ... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه اي خوشگله!
ب) نمي دونم اينجور موارد رو چطوري مي سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي کردم!
>>> ۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه ء اجتناب ناپذير فقدان تو ، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“ ... اين سوال ، همینطور که توي گفتگوي زير مي بينين ، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني تر باشه! ...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوال رو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج مي کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!
در صورت بروز هر گونه اشتباه در پاسخ سوالات مطروحه احتمال هر گونه خطری از جمله ...وجود دارد

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما آن را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور گازی جلوی چند تا دختر زمین خورده اید ، در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"
اگر بر اثر ضربۀ چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر کرده"
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "
اگر کف دست شما به قوری یا سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود ، میلۀ شومینه زیادی داغ شد"
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!
اگر تو صف شیر کتکاری شد و شما حسابی حالتون گرفته شد ،،، خوب تقصیر این 
گاو خوشگل ومامانی که نیست .
فرانسس پیر شوبرت آهنگساز اطریشی به سال ۱۷۹۷ میلادی در وین متولد شد و از ۱۲ سالگی آموزش موسیقی را آغاز نمود و از ۱۸ سالگی آهنگسازی را آغاز کرد .
همۀ عمر گمنام و بیکار و تنگدست بود و هرگز روی شهرت را ندید کنسرتهایش هم اکثرا با شکست
مواجه میشد . تا سرانجام در ۳۱ سالگی در گمنامی درگذشت .
آهنگهای او همه پس از مرگش پخش شد و باعث بلند آوازه شدن نام این آهنگساز بعنوان یکی از بزرگترین آهنگسازان رمانتیک گردید .
Man's Best Friend. : reasons why men have 2 dogs and not 2 wives or sweethearts: The later you are, the more excited your dogs are to see you
![]()
. Dogs will forgive you for playing with other dogs.
. If a dog is gorgeous, other dogs don't hate it.
. Dogs don't notice if you call them by another dog's name.
. Dogs like it if you leave a lot of things on the floor.
. A dog's parents never visit.
. Dogs don't hate their bodies.
. Dogs agree that you have to raise your voice to get your point across.
. Dogs like to do their snooping outside rather than in your wallet or desk.
. Dogs seldom outlive you.
. Dogs can't talk.
. You never have to wait for a dog; they're ready to go 24 hours a day.
. Dogs find you amusing when you're drunk.
Dogs like to go hunting and fishing.
. Another man will seldom steal your dog.
. A dog will not wake you up at night to ask, "If I died, would you get another dog?"
. If a dog has babies, you can put an ad in the paper and give them away.
. A dog will let you put a studded collar on them without calling you a pervert.
. A dog won't hold out on you to get a new car.
. If a dog smells another dog on you, they don't get mad. They just think it's interesting.
. On a car trip, your dog never insists on running the heater.
Dogs don't let magazine articles guide their lives.
. When your dog gets old, you can have it put to sleep.
Dogs like to ride in the back of a pick-up truck.
. Dogs are not allowed in Bloomingdale's or Neiman-Marcus.
. If a dog leaves, it won't take half of your stuff.
- Email that I got (don't attribute this to me, I'm not this talented).
Side note; Of course there are downsides. Women don't pee on the carpet . . repeatedly . . even if you put them out frequently. They don't eat your cloth blinds (twice), shoes, cell phone antenna, belt, wallet, the starter cord on your lawn mower, the pine cones on your neighbor's trees, her bedding, her toy squeaky monkey, power cords, book covers, socks, and anything else in reach that is not nailed down.
ثروتمندان آمريكايي در سالهاي گذشته هر روز پولدارتر شدهاند به طوري كه در حال حاضر 400 ثروتمند آمريكايي در حدود 13/1 تريليون دلار ثروت دارند.
به گزارش ايسنا، «بيل گتيس»، مؤسس شركت مايكروسافت، با ثروت 51 ميليارد دلاري براي دوازدهمين سال متوالي به عنوان ثروتمندترين مرد جهان معرفي شد.
گيتس فاصله خود با «وارن بافت»، سرمايهگذار سرشناس را كه ثروتش به 40 ميليارد دلار كاهش يافته است، افزايش داد.
«پائول آلن»، شريك گيتس در تاسيس مايكروسافت، كه اين شركت را ترك كرده است با ثروت 5/22 ميليارد دلار در مقام سوم ثروتمندترين مرد جهان قرار گرفته است و مايكل دل (18 ميليارد دلار) و لاري اليسون (17 ميليون دلار) در مكانهاي بعدي جاي گرفتهاند.

به نقل از سایت بازتاب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگرتنها ابزاری که در دست دارید یک چکش باشد آنوقت خیلی دلتان
میخواهد با همه طوری رفتار کنید انگار که میخ هستند .