تبليغاتX
علی کریمـــــــی
علی کریمـــــــی
فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ، خبری ... آغشته به کمی طنز ( بیگانه با فوتبال ! )
زاد روز بودا
 

     هشم آوريل در ژاپن ، كره ، تايوان و هاوايي روز « كامبوتسو Kambutsue» ــ زاد روز بودا است كه در563 پيش از ميلاد در يك خانواده اشرافي در نپال به دنيا آمد و ازآسايش و رفاه و اقتدار صرف نظر كرد و به جستجوي راهي شتافت كه بشر را از رنج و تعب آسوده سازد و اين راه را در 35 سالگي به دست آورد و به ترويج آن پرداخت كه همانا كنترل هوس ها و نفس اماره است. ساير كشورها ي پيرو آموزشهاي بودا به سبب تفاوت تقويم خورشيدي و قمري ، زادروز اورا در روزهاي ديگري بر گزار مي كنند.
    بودا ( به معناي روشنگر ) گفته است كه كنترل هوسها راه دستيابي به شادي جاويدان است و اين كنترل بايد به طريق درست صورت گيرد. بقيه آموزشهاي بودا از جمله در موارد كردار ، گفتار و پندار نيك با تعاليم زرتشت تفاوت زياد ندارد كه پيش ازتولد بودا آنهارا ترويج كرده بود .

      اندکی پس از درگذشت بودا این اندیشه در دل بسیاری از پیروانش افتاد که او را بالاتر از انسان بدانند. نزد کهراهی‌ها (هینایانی ها) بودا انسان برتری بود که از طریق نیروی فرهنگ روحی و شایستگی حاصل از زندگی‌های گذشته اش در این زندگی به کمال فراشناخت رسیده است. اما احترام ژرفی که شاگردانش در دل به او میگذاشتند نمی‌توانست با انسان معمولی بودن استادشان ارضا شود و از این رو او را فراتر از روان فانی دانستند. پس حتی سنت پالی هم در کنار زندگی خاکی، زندگی فراجهانی به او می‌دهد. 

                                                                                                                         

انجمن اصلی و اولیه شاگردان بودا یعنی مهاسَنگیکه‌ها بودا را فراجهان میدانستند و این مفهوم از آنان به مهراهی‌ها رسید که از سه طریق به بودا می‌اندیشیدند، یعنی:

۱. نمود مرئی (نیرمانه‌کایه) که همان شاکیه‌مونی (دانای قبیله شاکیه) است، انسانی که بر این خاک پا نهاد و آیین را به پیروانش آموخت و در هشتاد سالگی درگذشت.

۲. نمود یاریگر (سَم‌بوگه‌کایه): بودای آرمانی است که از یک کالبد درخشان بهره‌مند است و آیین را به حق‌یابندگان می‌آموزد.

۳. نمود حق (دَرمه‌کایه): برترین وجودی است که فراگیرنده دیگران است، ذات فراشناخت و مهر و همدردی است، مطلق است.

     بودا سه تا نیست یکی است. تری‌کایه سه جنبه یک بوداست. ذات این سه جنبه یکی است ولی سرشت و کردارهایشان جداگانه است.

2 نوشته شده در  85/01/19ساعت 11:39     | 

منوچهر همایونپور هم به اسلاف خویش پیوست ...

 

    منوچهر همايون‌پور، خواننده موسيقي ايراني در اولين هفته بهار سال جاري رخت از اين جهان فاني برکشيد و رفت.

     منوچهر همايون‌پور، خواننده موسيقي ايراني اوايل دهه 1330، شنبه شب پس ديدن برنامه اي از تلويزيون که در مورد موسيقي و با حضور خودش ضيط شده بوده، جان به جان آفرين تسليم کرده است.

    همايون‌پور درسال1303دربروجرد متولد شد. پس از پايان تحصيلات متوسطه در سال 1322 در وزارت کشاورزي استخدام شد. وي بعدها به وزارت دارايي منتقل ودر سال 1354 بازنشسته شد.

     آغاز کار هنري همايون پور به سال 1324وبا اجراي آوازي در بي سيم (راديو)باز مي گردد.آشنايي او با استاد صبا درسال 1326 موجب پيشرفت سريع او در عالم موسيقي شد ودر تکوين شخصيت هنري وي بسيار تاثير گذاربود.به طوري که بعدها ازوي به عنوان يکي از خوانندگان صاحب سبک ومسلط به شعر و ادبيات ياد مي‌شد.

همايون پور ضمن بهره‌‏گيری از شيوه آوازی چهره های نامی موسيقی آوازی ايران چون اديب خوانساری و تاج اصفهانی، نزد کسانی چون ابوالحسن صبا و حسين ياحقی نيز آموزش ديد؛ اين همنشينی‌‏ها تا به جايی پيش رفت که حسين ياحقی، يکی از مشهورترين آثار خود را که "جوانی" نام داشت و در مايه افشاری ساخته شده بود، به همايون پور جوان داد تا آن را اجرا کند.

اين تصنيف در سال ۱۳۲۷ توسط همايون پور خوانده و به طور مستقيم از راديو پخش شد.

همکاری او با حسين ياحقی و خواهرزاده شهير او پرويز ياحقی تا اواخر دهه ۳۰ شمسی نيز ادامه يافت که منجر به خلق آثاری به ياد ماندنی در موسيقی ايران شد؛ "نوای چوپان"، "در کنج دلم" و چند تصنيف ديگر حاصل اين همکاری مشترک بود. بعدها اين تصانيف از سوی برخی از خوانندگان بازخوانی شد.

عمده آثار همايونپور در سالهای قبل از ۱۳۳۲ خوانده شد که به دليل نبود امکانات ضبط اثری از آنها باقی نمانده است. يکی دو اثر باقی مانده وی نيز چند سال قبل از سوی انتشارات ماهور در مجموعه ای منتشر شد که اعتزاض همايون پور را نيز به دنبال داشت. از قرار مجموعه ای از خاطرات اين چهره موسيقی آوازی نيز تدوين شده است که هنوز از انتشار آن خبری نيست.

       وي در طول بيش از 60سال فعاليت در زمينه آواز به عنوان يکي از صاحبنظران به راهنمايي هنرجويان موسيقي مي‌پرداخت. 

      از كودكي به شعرفارسي علاقمند بوده و داستاني‌هايي از شاهنامه را حفظ كرده و به همين دليل هم بعدها توانسته اين آثار را زمزمه  و آواز خواني را در پيش گيرد.او معتقد بود: يكي از دلايل افت آواز در ايران، پرخواني‌هاي بعضي خوانندگان است كه خيال مي‌كنند خواننده هستند در حالي كه در 20 و چند سال گذشته ما بيشتر از 2 تا 3 خواننده‌ي برجسته نداشته‌ايم.
     منوچهر همايونپور : ظهور موسيقي پاپي كه نه به معناي واقعي و علمي و نه به معناي واقعي لغوي پاپ است از ديگر مشكلات موجود ما بوده كه مردم ما را آسان پسند كرده است اصولا موسيقي و ديگر شاخه هاي آن مثل آواز در گذشته چيزي نبود كه هر هنرمندي يا كسي به آساني موفق شود آن را بدست آورد. يادم هست كه پس از اختراع گرمافون و صفحه كه صنعت چشمگير آن دوره به شمار مي‌رفت ما به آواز هنرمنداني مثل قمر الملوك وزيري، روح انگيز، تاج اصفهاني، بديع زاده و اديب خواستاري گوش مي‌داديم و برخي از اين آوازها را به كرات زمزمه مي‌كرديم. خود من نه معلمي داشتنم و نه امكاناتي اما آنقدر گوش دادم تا آوازها و دستگاه‌ها را در 10 سالگي شناختم. در سال 1323 كه ما در تهران تمرين آواز مي‌كرديم همه جا بوستان و جنگل بود در حالي كه نوجوانان امروزي درتهران جائي براي تمرين ندارند. مساله‌ي ديگر، اختراع وسايل صوت و تصويري است كه در آن دوره، خوانندگان، مجبور بودند در يك مجلس بدون ميكروفن صداي خود را به گوش 300 مخاطب برسانند.
   وي در خصوص اينكه چرا در برهه‌ كنوني شاهد ظهور خوانندگان بزرگ گذشته نبوده‌ايم با نشان دادن جزوه‌ها و دستورالعمل‌هاي آموزش و خواندن آواز ، از مفاهيم احساسي آواز و موسيقي، تصنيف و ترانه ، ارائه هنر، مركب خواني، گوناگوني، مناسب خواني، مرصح خواني، آواز انتخاب شعر و ... به عنوان فاكتورهايي اساسي در اين زمينه نام برد.
وي ياد آورشد: آواز و شعر و كلام و نغمه هر كدام در شنونده‌هاي مختلف، پيام هاي متفاوتي دارند و هيچ آواز و آهنگي بدون كلام قابل تعبير نيست. هر چند كه در موسيقي ما آهنگ هائي وجود دارند كه بدون كلام، احساس و انديشه را بر مي‌انگيزد مثل پيش در آمدي زيبا از درويش و شهناز اما به هر حال تفسيري نداشته و تاثير آنها در شنونده مبهم و غير قابل توصيف است. بنابراين آهنگ و آواز، زماني به مرحله‌ي تعالي مي‌رسد كه با شعري همراه شده باشد كه در اين مرحله به مقبوليت و تفسير مي‌رسد آهنگ به تنهايي قادر نيست كه پيامي اخلاقي، اجتماعي و عرفاني را به شنونده ابلاغ كند. اگر يك موسيقي بي كلام از هر كشوري براي 100 نفر اجرا شود تاثير اين موسيقي بي كلام بر اين تعداد متفاوت خواهد بود چون دريافت هاي انساني در هنر متفاوت است.اين است دليل مانايي موسيقي ايراني يعني آواز خوش دل انگيز با كلام آنهم چه كلامي! شعر! آنهم چه شعري؟ غزل فارسي كه خالق جهان اين موهبت الهي را تنها به فارسي زبانان اعطا كرده و برخي از آنها هم متقابلا اشعار خود را به آواز خوانان هديه كرده‌اند.
همايونپور ياد آور شد: توجه داشته باشيم كه زمانه به شدت در حال تغيير و تحول بوده و مردم روزگار ما خسته از شنيدن بيش از 30 گوشه موسيقي با چندين بيت و تصنيف هستند، آن ها ساده پسند شده‌اند!
 الان اوضاع و احوال زمانه تغييركرده است يعني نه ديگر خوانندگاني مثل تاج اصفهاني، قمرالملوك و ... ظهور خواهند كرد و نه ديگر انسان امروز كه سال‌هاي عمرش در پشت چراغ قرمز مي‌گذرد علاقه‌اي به آن اجراها خواهد داشت. كشتزار امروزين ما كشتزاري نيست كه از آن درختان پر ميوه بار آيد چون اين كشتزار آلوده و در غم است.

2 نوشته شده در  85/01/07ساعت 16:13     | 

همش اینقده بودی ....
 

2 نوشته شده در  85/01/07ساعت 12:42     | 

ششم فروردين زادروز زرتشت،
 

     ششم فروردين زادروز زرتشت، تنها پيامبري است که از ميان آرين ها برخاست و " کردار نيک ، پندار نيک ، و گفتار نيک " را ندا داد و ترويج کرد و ايرانيان را با اين منش پرورش داد. آيين زرتشت در زمان ساسانيان دين دولتي ايران شد و روحانيون زرتشتي در دستگاه حکومتي داراي مقام و منزلت شدند و به همين سبب، مردم آنان را در ضعف هايي که از دولت و مقامات رسمي مي ديدند شــــــــــريک مي پنداشتند و اين آيين مروج اخلاقيات از اواخر دوران آن دودمان رو به ضعف نهاد. اوستا - کتاب مفصل زرتشت - در عين حال از قديمي ترين نوشته هاي جهان و سند تمدن پيشرفته ايرانيان عهد باستان است. 

      در چنین روزی در زمان فرمانروایی لهراسب ، اشوزرتشت در خانه پدرش در کنــار رود دَرجی که به دریای چی چَست ( ارومیه ) می ریخت با چهره ای نورانی و با لبخند از مادرش دغدو زاده شد و چون نام خاندان پدرش اسپنتمان بود ، او را زرتشت اسپنتمان نام نهادند و در روز خورداد و فروردین ماه در زمان شاه گشتاسب کیانی از جانب اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد.

  زادروز زرتشت از دوران ساسانيان يک روزملي اعلام شد و بر ايام رسمي نوروز اضافه گرديد.

      زرتشت خويشتن را مبعوث اهورامزدا خواند و اعلام كرد كه خداي حقيقي جهان اهورامزدا است كه آفريدگار و پروردگار وكارساز و قادر متعال است، و ديگر هرچه خدا ناميده ميشود ديو و دشمن خدا است. او اعلام نمود كه اهورامزدا او را براي راهنمائي بشريت به سوي رستگاري برگزيده و به او مأموريت داده تا پيامهاي نجاتبخشش را به همهء مردم روي زمين برساند و راه هدايت را به همه نشان دهد، دشمنيها وجنگها و ويرانگريها و تجاوزها را ازجهان براندازد، و برادري وهمزيستي و صلح و امنيت وآرامش را در جامعه برقرار بدارد. زرتشت را درسروده هايش شخصيتي با يك مأموريت جهان شمول ميبينيم كه خود را نجاتبخش بشريت معرفي ميكند و به همهء اقوام جهان نظر دارد ....
«پروردگارا! به ما بگو و با زبان خودت به ما بفهمان كه فرجام نيكوكاران چه خواهد بود، تا من بتوانم همهء مردم روي زمين را به راه تو درآورم.»

2 نوشته شده در  85/01/05ساعت 9:18     | 

 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">